حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2404

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

سلوكيّه بقدرى در حسن پذيرائى افراط كردند ، كه رفتارشان با ملق و چاپلوسى تماسّ يافت . اينها نه فقط تمام احتراماتى را ، كه برحسب عادت نسبت بشاه ميكردند ، بجا آوردند ، بل سلف تيرداد را حرام‌زاده و غاصب تاج‌وتخت خواندند و نيز گفتند ، كه او از خانواده اشكانى نبود . در مقابل اين چاپلوسيها تيرداد با اين يونانيها عهدى بسته بر حقوق مردم در اداره كردن شهرشان افزود . تا اين وقت اين شهر مجلس سنائى داشت ، مركب از سيصد نفر اشخاص مسن و ثروتمند و مردم هم نظارتى باعمال سنا داشتند . اردوان بتازگى تغييرى در قانون اساسى اين شهر داده حكومت اشرافى را تقويت كرده بود . تيرداد عكس اين سياست را اتخاذ كرده حكومت ملّى را قوّت داد . بعد تيرداد به تيسفون رفت ، تا تاج بر سر گذارد و در اين موقع ، چون حضور بعض نجباء لازم بود و آنها آمدنشان را بتأخير ميانداختند ، چند روزى گذشت و بالاخره در ميان جمعى سورنا تاج را بر سر تيرداد گذارد ( معلوم است ، كه اين شخص از خانواده سورن بوده ) . پس از آن ، چون بين النّهرين و بابل و تيسفون تيرداد را بسلطنت پذيرفته بودند ، ساير قسمتهاى مملكت هم مخالفتى نكردند ( تاسىتوس ، سالنامه‌ها ، كتاب 6 ، بند 42 ) . بعد تيرداد پرداخت باينكه اردوان را ، گرفته بكشد يا لااقل او را از حدود ايران براند ، ولى براى اين كار بمحاصره محلّى ، كه اردوان حرم و خزانه خود را در آنجا گذارده بود ، اكتفاء كرد . از طرف ديگر رفتار اردوان در ميان داهىها طورى بود ، كه رقت آنها را تحريك ميكرد ، مثلا او قوت خود را از شكار بدست ميآورد و لباس مندرس مىپوشيد و همواره نشان ميداد ، كه از آن بلندى بچه پستى افتاده و مستحق ترحّم و همراهى است . در مقابل اين رفتار و تظاهرات اردوان ، تيرداد خبطهائى كرد ، كه در ابتداى سلطنت مشئوم بود ، توضيح آنكه چون مقام خود را محكم ديد ، پنداشت ، كه بايد بعقيدهء خود كار كند و وزارت اعظم و مقامات ديگر دولتى را باشخاصى ، كه خودش انتخاب كرده بود ، داد ، نه بآنهائى ، كه متوقّع بودند و انتظار رسيدن به اين مقامات را داشتند و ديگر اينكه